تبليغاتX
آ...مثلِ آینا

آ...مثلِ آینا

انجمن شعروادب آق قلا

معرفی شخص مشهور کار دشواری هست. به همین خاطرمعرفی را به خود نازجان می سپارم که در مصاحبه ای گفته بود:

شناسنامه ام مي گويد زاده بهارم آن هم روز اول ماه فروردين و من مي دانم كه اين حرف شناسنامه دروغي بزرگ و سخني به گزاف است، به آن مأمور ثبت احوال هم مي گويم: آخر پدر آمرزيده اين زاده بهار كه تو نوشته اي بسيار دلش مي خواست كه 38 پاييز و 38 زمستان را بهار ببيند ولي نشد كه نشد. آن بهاري كه مشتاق ديدارش بودم نيامد و من شاعر خزان زاده شدم و بهاري بودنم را باور ندارم. در روستايي بزرگ شدم كه نامش شغال تپه است اما از شغالاني كه عصر ها براي تفريح به دل روستا مي آمدند و آزادانه گشتي مي زدند و با اهالي چاق سلامتي مي كردند، ديگر خبري نيست.از كارهاي دنيا ، چوپاني ، مغازه داري ، معلمي ، مربيگري فوتبال و .. را تجربه كرده ام.

همه نازمحمد را با رباعی هاش می شناسند برای این از حالت تکرار در بیاد من چند نمونه از شعر سفید وهایکویش را می آورم. امید وارم ازم راضی باشید.

۱

شاخه داقي گل دن اونن ميوه لر

قيشينگ غاضابينه دورچار بولديلر

*****

۲

بير پرده آچمان

اون پرده چكياريس

بيزنامه ادياريس

نامه دن قاچياريس

****

۳

من داوزاخينگ اين گوناسيز

اينگ بي گناه اوغلي من

****

۴

بيردرخت بيلن

باش ساني ميوه

گوگريب اوتير

گلينگ ايچينده

*****

۵

من بارياديم ياشيل ياشارين دييب

بيرساري ياپراق

آياقمينگ اوينا

سالانيب دوشدي

****

۶

سخاوت

آياقينگ آستيندا

ساراليب قوراب ياتان بير كوليشه منگزايار

هوا –باغدا- صحرادا

آيلانيب يوره ن بير بي مجال ساوچي قوشا منگزايار

آغاچلار ،آچيق گووين بيلن ،آچيق ال بيلن

طلا ياپراقلارني ،يله بردي،يايراتدي

آدم لارا،سخاوتي اوردي

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت15:8توسط آینا | |



         آشنایی با شاپور ارازنيازي  

 

شاپورارازنيازي متولد 1348 است وساكن آق قلا ، يكي ديگر از اعضاي بسيار فعال ومنتقد بسيار خوب انجمن شعر وادب اين شهرستان مي باشد كه از بدو افتتاح تا كنون فعاليت داشته است. به دو زبان فارسي وتركمني شعر مي سرايد. در فارسي بيشتر غزل ودرتركمني رباعي ،غزل ونو مي سرايد. خانوادگي داراي استعدادشعرو موسيقي مي باشند.او حرف هاي پدرمرحومش را درميان كلامش ذكر مي كند ودفتري كاه برگ وچندين برگ A4 در ميان آن دفتر را از پدرش به من نشان مي دهدكه قطعه هاي هاي ادبي واشعار بسيار لطيف دارد. ارازمحمد اراز نيازي وتاقي پورمند كه هر يك شاعر معروف صحرا مي باشند عموهاي او هستند. با وجود اين كه شغل نجاري دارد ووقت سر خاراندن ندارد براي مطالعه وقت پيدا مي كند،به همين خاطر گاهگاهي شعر به ذهنش تلنگر مي زند واين گونه اشعار خوب مي سرايد.چند نمونه از اشعار او را جهت آشنايي مطالعه كنيد.

 ادامه مطلب را کلیک کن


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت3:45توسط آینا | |



 

 

ستار سوقی شاعر محبوب و مردمی

 

بدون ترديد ستار سوقي شاعر محبوب ايل تركمن است. او را مي توان يكي از مردمي ترين شاعران معاصر دانست كه عنوان خليفه شاهير را به همراه دارد.
آوازه نام ساوچي بيشتر به دو علت است يكي به اشعار ناب و شيرينش و ديگري شخصيت والا و محترمش مي باشد. اين شاعر بزرگ به سال 1325 هجري شمسي در روستاي صحنه از توابع شهرستان آق قلا چشم به گيتي نهاد. پدرش استا قليچ محمد اهل شعر و ادب بود و اشعاري مي خواند. مادرش هم گوزل نام داشت كه بعد از تولد فرزندش ديري نپاييد كه آفتاب وجود او خاموش شد. و فرزندش را كه بعدها يگانه روزگار شد ، در يتيمي گذاشت.

ستار سوقي به همين خاطر بود كه بعدها براي مادر عزيزش كه هيچ وقت او را نديده بود ، شعر جذاب( باغيشلايان انمه ) را تقديم كرد.او در كناره هاي رود گرگان بزرگ شد و درد فقر و بدبختي را چشيد. شعر (قزيل گرگان) ساوچي الهام گرفته از اين رود تاريخي است.
از هفت سالگي تا شانزده سالگي به اشعاري كه توسط پدرش و يكي از خويشاوندانش بنام قربان قليچ كاكا مي خواند به دقت و علاقه گوش مي دهد و علاوه بر آن خودش هم شروع به مطالعه اشعار شاعران كلاسيك تركمن مي كندو
وي در سن 16 سالگي در عنفوان جواني سرودن شعر را آغاز مي كند.با شعر به دنياي زيبايي قدم مي گذارد كه روحش را با آن متعالي مي بيند. شاعر روحي حساس و لطيف دارد،دردها و مشكلات جامعه او را آزار مي دهد.بدبختي مردم ، ظلم و ستم را مي بيند و نمي تواند خاموش بنشيند ناگزير اشعاري مانند جرن قيز – دوقماچي قيز و مزارينگ را خلق مي كند. در كنار غمها ، شادي ها و اميد ها و خوشي هاي ايل را هم مي بيند و اشعاري بنا مقتضاي زمان مي سرايد.
اصولاً اين شعر است كه به سراغ او مي آيد.چرا كه اشعارش اغلب جوشش و بر خاسته از دل است. از بطن جامعه الهام گرفته است.شاعر به آداب و سنن ايل پايبند است و آنرا به هيچ چيزي نمي فروشد.شعر را مقدس مي داند.در شعرش(غوشغي) از شاعران بزرگ تركمن ياد مي كند و كلام آنها را پر تأثير و هدايت بخش مي داند. شاعر براي دوتار احترام خاصي قائل است و آنرا يادگار گذشتگان مي داند. و بر نقش موسيقي سالم در جامعه تأكيد دارد.
با شعر( آيراليق ) موقام يكي از سازهاي دلنشين موسيقي تركمن را ياد آور مي شود.

ساوچي بعدها در شعر نو هم طبع آزمايي مي كند و از آن سرافراز بيرون مي آيد.گاهي اشعار شاعران بزرگ دنيا نظير مولوي ،شاندورپتوفي را به نظم در مي آرايد و گاه بنا به موقعيت نثري مي نويسد و مشتاقان ادبيات را محسور قلم شيواي خود مي كند. بعد از انقلاب خود را به عنوان بزرگترين شاعر انقلابي به مردم معرفي مي كند و خود را وقف ايل مي كند و براي شهيدان وطن اشعار سوزناكي مي سرايد و جوانان را تشويق به مبارزه و دفاع از سرزمين اسلامي دعوت مي نمايد. وي شعر جاودانه ( ظاليم آمريكا) را در همان ايام جنگ خلق مي كند و نفرت خود را از آمريكاي جهانخوار بيان مي كند. از ديدن گرسنگان قاره سياه متأثر مي شود و شعري از درد براي آفريقا مي گويد.
ساوچي شاعر نازك انديش تركمن جوانان ايل را به مانند فرزندانش مورد خطاب قرار مي دهد و آنها را پند و اندرز مي دهد.انها را دعوت به علم مي كند و از ظلم بر حذر مي دارد.
و اينك به سنين شصت زندگي اش نزديك شده است وعمري گذرانده و به پختگي تمام رسيده است. اشعارش حلاوت ديگري دارد.راستس ها را كجي ها ، پاكي ها را از زشتي ها باز مي نمايد.
ستار سوقي برگ زريني است در تاريخ شعر و ادبيات تركمن وي از مفاخر ارزنده شهرستان آق قلا مي باشدكه زندگي اش در سه چيز خلاصه مي شود.عشق و اخلاص و تعهد.

نویسنده :لطیف ایزدی

 نمونه ای اشعار او


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت14:50توسط آینا | |



 

عيد محمد ميرزاعلي  يكي ديگر از ادب دوستان شهرستان آق قلا مي باشد كه چهره اي شناخته

شده در منطقه مي باشد .ايشان با بيش از 28 سال سابقه دركتابخانه عمومي دولت محمد آزادي آق قلا مشغول به كار مي باشد. او علاوه براشتغال در كتابخانه، بدون هيچگونه چشم داشتي، به مدت چهار سال مسئول انجمن شعر وادب آيناي آق قلا بوده وعاشقانه در خدمت دوستداران شعر وادب بوده است.ارتباط قوي او با اداره ارشاد اسلامي وديگر نهادها ي داخلي، انجمن ادبي اين شهررا از امتيازاتي برخوردار نموده كه ممكن است ديگر انجمن ها اين امتيارات را نداشته باشند.

از جمله فعاليت هاي او در اين چهار سال+ تشكيل كتابخانه ادبي مختصر ولي بسيارمفيد+ چاپ مجموعه شعرهاي " آينا " و " باهار".اگر توفيق حاصل شود، قرار است به ترتيب حروف الفبا با تناسب نامي ،مجموعه هاي ديگري نيز به چاپ برسد+ تشكيل سفرهاي شاعرانه + ايجاد فضايي مناسب براي تشكيل انجمن ادبي و....

مجري گري هاي او درمراسمات ادبي ،اجتماعي وعروسي ها ي منطقه تركمنصحرانيز زبانزد همه مي باشد. مهم ترين امتياز اوفصاحت در گفتاروزبان عاطفي اوست. خداوندسايه ي افراد زحمتكش ودلسوزرا از منطقه ما كم نكند!

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت13:8توسط آینا | |



 

يدالله صحنه متولد 1349دبير ادبيات و ساكن شهرستان آق قلامي باشد كه مدت چهار سال رئيس انجمن ادبي آق قلا بوده واكنون بعنوان  يكي ازاعضاي فعال اين  انجمن مي باشدحدود پانزده سال است به طور جدي كار شاعري ونويسندگي مي كند.وي به دو زبان تركمني وفارسي شعر مي گويد.از ميان قالب هاي كلاسيك شعري بيشتر قالب غزل و رباعي را مي پسندد، واز دنياي اشعار نو وسپيد نيز غا فل نمي باشد.بيشتر غزليات او داراي موضوعات اجتماعي مي باشد. رباعيات تركمني او نيز داراي همين مضامين مي باشد. براي آشنايي ، يك دوبيتي  تركمني همراه با معني از او مي خوانيم:

                                                                                               غام   اوتيرس اوتیرس غام بيــــــلن يــنه ديز مه ديز

بو ميخمان آيلانيار بيـزا تيز مه تيــــــز                                      

 

يوزي يرتقينگ يوز گون بولدي گلندا

ايدي ايچدي بيزدن دوياناق هنيــــــــز

 

يعني:دوباره زانو به زانوي غم نشسته ايم.او(غم) مهماني است كه زود به زود به خانه ي ما سر مي زند.پرو صد روز است به خانه ي ما آمده ،هر چي داشتيم خورد ؛اما هنوز از ما سيرنشده.

یک نمونه از شعر فارسی او

درقلب بيابان اگر ......

يك روز تو مانند من اسير مي شوي

سيماي تََرَك خورده ي كوير مي شوي

 

يك روز در اين دشتْ بي حضورِآفتاب

شك نيست گرفتار زمهرير مي شوي

 

با پاي برهنه وسينه اي پر از شرار

ازخار،عطش،سنگ، ناگزيرمي شوي

 

يك دشت مغيلان وزخم لحظه ها وتو

از خون جگرهاي تازه سير مي شوي

 

اي برّه نرو،سر به زير در دهان مرگ

برگرد، گرفتار گرگ پير مي شوي

 

در لحظه بي رنگ يك سكوت بي غروب

مشغول تماشاي مرگ ومير مي شوي

 

اين گونه نرو از كنار جاده هاي مرگ

در پاي ستوران، پياده زير مي شوي

 

عاشق نشدم، آشناي مرگ شاهد است

با من بنشيني جوانٍ پير مي شوي

 

در قلب بيابان اگر به عشق بنگري

ترديد ندارم كه مثل شير مي شوي

 

در وسعت اين كوره راه  شعروزندگي

مانند غزل هاي بي نظير مي شوي

شعر ترکمنی               

                  كئر خيال

دامجا- دامجا دؤره درسينگ عومماني

گيجه گونديز گؤزلارينگي يومماني

.......................................................

عؤمور بويي قاراشسانگدا هيچ دوغماز

غيسرقالان قالامينگدن چونگ ماني

 

انديشه گؤهرين كيم ييغناب بيلر

پيكير درياسينا هرگيز چومماني؟

 

گچي امنينگ يولي سانگا گلشيك سيز

اؤورنجك بؤل اؤز انه نگدن امماني

 

دوري دويغي دؤغماز دوغري دير بو سوز

شوردامگر كئر خيالي گؤممأني

 

بولوت بولوپ داغدن آقماق سالا دال

تشنه چولينگ دوداغينا دامماني

 

يدي آيليق يتميش گؤرگيني گؤرر

زينگ گؤورانگدن آيئنگ گونينگ كم مأني

 

بوتين بولسا جوشوپ غيغيرار باخشي

سنينگ شيغرينگ بيلن" امان اماني"

 

ايلخم چاقسا ياق، سؤنديرمه اودينگي

غيزغينيگ چويدورسين بلكي هممأني

 

ايلخم دوغيار پيكيره گؤرا، شونينگ اوچين

يادينگا سال غارا يره سومماني

 


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت1:19توسط آینا | |



                                                                                       

محمد شیرمحمدلی شاعر  بااستعداد وصاحب ذوق ،تمامي رباعیات عمر خیام را به زبان شيرين ترکمنی ترجمه کرده است . این شاعر، دبير ادبيات بازنشسته ويكي از فعالان انجمن شعر وادب آيناي آق قلا مي باشد  كه به علت علاقه فراوان به خيام تصميم به ترجمه اشعار او نمود كه در عرض دو سال توانست با موفقيت اشعار اين بزرگمرد را به اتمام برساند.  

چند نمونه ازرباعيات ترجمه شده:       

ادامه مطلب                                                         

     

 


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت18:10توسط آینا | |